شنبه 30 تیر 1397
Contact US    |    Archive
عکس رضوی
9 روز پیش

به رضا گفتم کار واجب دارم، فقط یک ساعت. اول قبول نکرد، اصرار کردم که کارم خیلی مهم است. بعد گفت به شرط آنکه کفش فوتبالم که سوغاتی آقاجون بود را یک روز بهش قرض بدهم. با هم به توافق رسیدیم. دوچرخه اش را گرفتم. شب از آقاجون آدرس حرم را گرفتم و روی چرک نویس ریاضی ام نقشه اش را کشیدم، چندین بار با نوک انگشتم از روی مسیر کاغذی به حرم رفتم و برگشتم. توی خواب و بیداری چشمانم هی باز می شد، یک بار هم خواب دیدم تمام مسیر را اشتباه رفته ام و گم شده ام. سحر که شد خوشحال بودم، ضربان قلبم از هیجان بالا

هذه الصفحة هي مجرد قاریء تلقائي للأخبار باستخدام خدمة الـ RSS و بأن نشر هذه الأخبار هنا لاتعني تأییدها علی الإطلاق.
برچسب‌ها:   

رضا

 | 

گفتم

 | 

کار

 | 

واجب

 | 

دارم

 | 

فقط

 | 

ساعت

 | 

اول

 | 
پربیننده‌ترین‌ها (6 ساعت اخیر)

پربیننده‌ترین‌ها (24 ساعت اخیر)

پربیننده‌ترین‌ها (هفته‌ی اخیر)

موضوعات - کشورها
همه اخبار
جهان تشیع