سه‌شنبه 27 آذر 1397
صفحه اصلی      همه اخبار      تماس با ما      English
عکس رضوی - 5 ماه پیش

به رضا گفتم کار واجب دارم، فقط یک ساعت. اول قبول نکرد، اصرار کردم که کارم خیلی مهم است. بعد گفت به شرط آنکه کفش فوتبالم که سوغاتی آقاجون بود را یک روز بهش قرض بدهم. با هم به توافق رسیدیم. دوچرخه اش را گرفتم. شب از آقاجون آدرس حرم را گرفتم و روی چرک نویس ریاضی ام نقشه اش را کشیدم، چندین بار با نوک انگشتم از روی مسیر کاغذی به حرم رفتم و برگشتم. توی خواب و بیداری چشمانم هی باز می شد، یک بار هم خواب دیدم تمام مسیر را اشتباه رفته ام و گم شده ام. سحر که شد خوشحال بودم، ضربان قلبم از هیجان بالا

اخبار مرتبط

آخرین اخبار
برچسب‌ها:   
پربیننده‌ترین‌ها (6 ساعت اخیر)

پربیننده‌ترین‌ها (24 ساعت اخیر)

پربیننده‌ترین‌ها (هفته‌ی اخیر)

منابع خبری